خانه / علوم انسانی / واحد شماره هفت طرح كرامت تفكر نقاد

واحد شماره هفت طرح كرامت تفكر نقاد

دانلود رایگان واحد شماره هفت طرح كرامت تفكر نقاد ، مقاله ، تحقیق 

این محصول” واحد شماره هفت طرح كرامت تفكر نقاد “را از یاهومارکت  دانلود نمایید.


واحد شماره هفت طرح كرامت تفكر نقاد فرمت فایل: ورد تعداد صفحه: ۵       بخشی از متن : فعاليت شماره يك : قــصــــــه عنوان قصه : گناه مرغ خانگي روزي بود روزگاري بود . روزي يك باز شكاري را با تير زده بودند و پس از مقداري پرواز در نزديكي يك مرغ خانگي كه مشغول دانه خوردن بود به زمين افتاد و ناله مي كرد . مرغ خانگي به باز گفت : بلا دور است اگر كاري از من برمي آيد در خدمتگزاري حاضرم . باز شكاري گفت : نمي خواهم برايم كاري بكني و از من دور شو ، من و تو نمي توانيم با هم بسازيم و هيچ از اخلاق تو خوشم نمي آيد . مرغ خانگي گفت : كم لطفي مي كنيد مگر من چه گناهي كرده ام كه شما از ديدار من بيزاريد ؟ بازشكاري گفت : عيب تو اين است كه از وفا و جوانمردي بويي نبرده اي و من شخصي بزرگ هستم و از آشنايي با مردم بي وفا ننگ دارم . مرغ خانگي با تعجب گفت : چرا به من تهمت مي زني و بي دليل سخن مي گويي در صورتي كه من اهلي هستم و تو وحشي . دليل تو بر بي وفايي من چيست ؟ باز شكاري گفت : علامت بي وفايي تو اين است كه آدم ها درباره تو خوبي مي كنند ، آب و دانه ، جا و منزل مي دهند و تو از لطف و …

این محصول ارزشمند “واحد شماره هفت طرح كرامت تفكر نقاد  “بصورت خودکار توسط پورتال  یاهومارکت  جمع آوری و برای فروش قرار داده شده است.

منبع: yahoo-market.ir

همچنین ببینید

واحد شماره دو طرح كرامت حل مسأله

واحد شماره دو طرح كرامت حل مسأله فرمت فایل: ورد تعداد صفحه: 6       بخشی از متن : فعاليت شماره يك : قــصــــــه عنوان قصه : شیر گرسنه و خرگوش دانا در یک مرغزار زیبا و خوشبو که از زیبایی زبانزد خاص و عام بود، حیوانات با خوشی به چرا مشغول بودند و در نعمت و راحتی به سر می ‌ بردند. در نزدیکی آنها یک شیر زندگی می کرد که هر روز به سراغ آنها می رفت و یکی را به دلخواه انتخاب و شکار می نمود و می ‌ خورد . روزی از روزها حیوانات دور هم جمع شدند و با هم تصمیمی گرفتند و خرگوشی را نزد شیر فرستادند تا با او مذاکره کند . خرگوش پیش شیر رفت و به او گفت: ای سلطان جنگل، تو هر روز به سراغ ما می آیی و یکی از ما حیوانات را شکار می کنی، در اینکه تو چاره ای نداری و باید به فکر به دست آوردن غذای روزانه ات باشی، شکی نیست ولیکن ما از اینکه هر روز در تب و تاب و اضطراب هستیم که نوبت کدامیک از ماست؟ بسیار ناراحتیم . به همین جهت مصلحت را دراین دیدیم که خودمان   نماینده ای داشته باشیم که هر روز، حیوانی را انتخاب کند و نزد شما بیاورد به این ترتیب هر کسی که قرار و نوبتش می ر ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *